تبليغاتX
کلبه عشق

کلبه عشق

نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰ اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم

+نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت3:9 بعد از ظهرتوسط رامین | |

سلام سلامی از قلب شکسته از قلبی دور افتاده همچون کبوتری سبکبال که دراسمان عشق به پروازدرامده است سلامی به بلندای اسمان و به زلال و خلوص چشمه ساران سلامی به لطافت گرمای بهاری سلامی همچو بوی خوش اشنایی سلامی بر خواسته از دل و نشسته بر دل

+نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت3:7 بعد از ظهرتوسط رامین | |

هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد

+نوشته شده در یکشنبه 1387/08/12ساعت3:6 بعد از ظهرتوسط رامین | |

بنال ای سینه هنگام غم آمد             ببار ای دیده ُ گام ماتم آمد

+نوشته شده در شنبه 1387/06/30ساعت4:52 بعد از ظهرتوسط رامین | |

                                       تو زخمی تردیدیبی خاطره ، بی رویا

وامانده تر از دیروز / بیهوده تر از فردا

تصویر سرابی دور / در قحطی بارانی

سرگشته تر از طوفان / از عشق گریزانی

با چشم تو ، آئینه / بی واژه غزل می ساخت

نفرین به غروبی که / اندوه ترا نشناخت

نفرین به سکوت تو / نفرین به صدای من

تردید مکن ، بنشین / یک لحظه به جای من

من ماندنیم، امّا / تو ، فرصت پروازی

از عشق ، برای من / یک فاجعه می سازی

بگذار خودم باشم / تکراری بی برگشت

یک عاشق تنها که / دنبال خودش می گشت

+نوشته شده در یکشنبه 1387/04/23ساعت2:30 بعد از ظهرتوسط رامین | |

باور کن
صدامو باور کن
صدایی که تلخ و خسته س
باور کن ، قلبمو باور کن
قلبی که کوهه اما شکسته س
باور کن ، دستامو باور کن
که ساقه ی نوازشه
باور کن ، چشم منو باور کن
که یک قصیده خواهشه .
وسوسه ی عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردن اسم کسی با صدامه
اسم تو ، هر اسمی که هس
مثل غزل چه عاشقانه س
پر وسوسه ، مثل سفر
مثل غربت صادقانه س
باور کن ، اسممو باور کن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل و شبنم
درختم ، درخت خشکی تو دست تگرگم
باور کن ، همیشه باور کن
که من به عشق صادقم
باور کن ، حرف منو باور کن
که من همیشه عاشقم
 


+نوشته شده در یکشنبه 1387/03/12ساعت8:16 بعد از ظهرتوسط رامین | |

+نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت5:25 بعد از ظهرتوسط رامین | |

+نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت5:23 بعد از ظهرتوسط رامین | |

+نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت5:10 بعد از ظهرتوسط رامین | |

+نوشته شده در شنبه 1387/02/28ساعت5:9 بعد از ظهرتوسط رامین | |